aaalafkherstext

ورود
x
یا
x
ثبت
x

یا

چرا زنان نسبت به مردان، در محیط کار خود رهبران بهتری هستند

(زمان خواندن: 3 - 6 دقیقه)

وقتی دختر کوچکی بودم چیزهای زیادی را درمورد رهبری و مدیریت از رسانه و دنیای اطرافم یاد می‌گرفتم. رهبران، مردان کت‌وشلوارپوش شیکی بودند که سر میز هیئت‌مدیره می‌نشستند، گاهی عصبانی می‌شدند و با دادوبیداد فحش می‌دادند. رهبران افرادی بودند که بلندتر و بیشتر از همه حرف می‌زدند، افرادی که بیشترین زمان روی صحنه به آن‌ها اختصاص داده می‌شد و وقتی نوبت به تیتراژ می‌رسید، اسمشان زودتر از همه و درشت‌تر نوشته می‌شد.

خوشبختانه همین‌طور که بزرگ شدم، فهمیدم که واقعیت درباره‌ی رهبری و رهبران با چیزی که در فیلم‌ها دیده بودم تفاوت زیادی دارد. متوجه شدم نفوذ به بلندی صدای یک فرد، یا میزان زمانی که به آن اختصاص داده می‌شود، ربطی ندارد. نفوذ محصول جانبی «احترام» است که برای زنان شاغل می‌تواند بدون انواع مختلف خودنمایی‌های معمول مردانه به دست آید.

رهبری گستاخانه و تحمیلی کم‌کم محبوبیتش را از دست می‌دهد

رهبری گستاخانه و تحمیلی کم‌کم محبوبیتش را از دست می‌دهد

هیچ‌کس دوست ندارد برایش رئیس‌بازی دربیاورند. این همیشه یک واقعیت بوده است.

مسئله این است که مردم برای قرن‌ها هیچ حق انتخابی نداشتند. رهبری‌های مشکل‌دار به زمان پادشاه‌ها و فرمانروایان مستبد برمی‌گردد. زمانی که فهم مردم از حقوق بشر و خودمختاری تفاوت زیادی با درک امروزه داشت. بعضی از یادگارهای آن زمان‌ها بیش از مدتی که می‌بایست به حیات خود ادامه دادند. مسائلی شامل مواردی مثل رهبر دانای کل، بی‌عیب و خودرأی است.

مردم نمی‌خواهند رهبران را به‌خاطر ترس و وحشت دنبال کنند و خبر خوب این است که توسعه‌ی تاریخی – مثل چیزهایی که خودتان می‌دانید، مثلاً دموکراسی – به این معنی است که بیشتر مردم دیگر مجبور به انجام این کارها و فرمانبری­­‌ها نیستند.

این خبری عالی برای زنانی است که برای هزاران سال، بی‌سروصدا، از ابزارهایی فرای ترس استفاده کردند تا بانفوذ باشند: همدلی، احترام، صلاحیت و تربیت.  همین حالا هم ویژگی‌های مثبت رهبری در بیشتر زنان وجود دارد. در واقع، زنان برای نفوذ داشتن و رهبری نیازی ندارند که مانند مردان رفتار کنند. زنان برترین ابزارهای رهبری را دارا هستند.

امروزه، به‌جای این‌که زنان خودشان را تغییر دهند تا در قالب رهبری در زمینه‌های مختلف مانند محیط کارشان، جای بگیرند، این تفکرات جامعه درباره‌ی رهبری و راهنمایی است که بالاخره دارد به سمتی تغییر می‌کند که زنان همیشه در آن جبهه حضور داشته باشند.

نفوذ محصول جانبی احترام است که برای زنان شاغل می‌تواند بدون انواع مختلف خودنمایی‌های معمول مردانه به دست آید.

خود بزرگ‌پنداری و نفوذ باهم یکی نیستند

خود بزرگ‌پنداری و نفوذ باهم یکی نیستند

نفوذ مثل برق است. نمی‌توانید صرفاً به این دلیل آن را داشته باشید که فکر می‌کنید لیاقتش را دارید. به‌طرز عجیبی و طبق تجربه‌ی شخصی خودم، افرادی که به‌شدت به دنبال قدرت هستند و همان اول ژست رهبران را می‌گیرند، آخرین نفراتی هستند که به نفوذ واقعی دست پیدا می‌کنند.

نفوذ همیشه یا کسب می‌شود یا از پیش داده شده است. نمی‌توان آن را به‌راحتی داشت.

دوری کلارک نویسنده‌ی معروف کتاب «شما یک کارآفرین هستید» می‌گوید: «در سطحی ابتدایی، یکی از دلایلی که مردم کاری را برای شما انجام می‌دهند این است که از شما خوششان می‌آید.» شما مجبور نیستید «عالی‌ترین فرد در جمعی» باشید یا مطمئن شوید «همه تحت تأثیر کاریزمای شما قرار گرفته‌اند»، فقط باید دوست‌داشتنی و قابل‌اعتماد باشید. بعد، وقتی اعتماد مردم را به دست آوردید، فقط باید آن‌قدری اعتمادبه‌نفس داشته باشید که تقاضاهایی را مطرح کنید.

مهم نیست چقدر در معرض توجه هستید. اگر همکاران شما از شما خوششان نیاید یا به شما به‌عنوان فردی نگاه کنند که عقده‌ی شهرت دارد، توانایی اجرایی شما برای انجام دادن کارها از بین می‌رود.

مزیت حضور زنان در محل کار اغلب به خاطر مهارت‌های نرم آن‌هاست

مزیت حضور زنان در محل کار اغلب به خاطر مهارت‌های نرم آن‌هاست

همان‌طور که پیش ‌از این اشاره شد، زنان سال‌هاست که بی‌سروصدا، نفوذ خود را ایجاد می‌کنند؛ نه چون قوی‌ترند یا صدای بلندتری دارند یا پرخاشگرتر از همتایان خود هستند، بلکه به این خاطر که به‌صورت غریزی می‌دانستند چطور از مهارت‌های نرم (soft skills) خود مثل «همدلی» و «هوش هیجانی» بهره ببرند تا افراد را سمت خود بکشانند.

در مطالعات مختلفی نشان داده شده است که اگرچه زنان و مردان در کل هوش هیجانی مشابهی دارند؛ زمانی که کار به همدلی بکشد، زنان موفق‌تر هستند. مردان برای مدت کوتاهی، با احساس دیگران هماهنگ می‌مانند؛ ولی بعد، به‌سرعت سراغ این می‌روند که چطور مشکلی را حل کنند که موجب ناراحتی کسی شده است.

ذهن زنان طوری است که برای مدت بیشتری با احساسات دیگران ارتباط برقرار کند. ما برای مدت درازتری با احساسات یک نفر درگیر هستیم تا بعد به راه‌حلی برسیم که واقعاً بتواند مشکل را برطرف کند. این مهارت‌های نرم یکی از قوی‌ترین ابزارهایی است که زنان می‌توانند آن را در محل کار خود داشته باشند و ربطی هم به مرکز توجه بودن ندارد.

به‌جای این‌که زنان خودشان را تغییر دهند تا در قالب رهبری جای بگیرند، این تفکرات جامعه درباره‌ی رهبری و راهنمایی است که بالاخره دارد به سمتی تغییر می‌کند که زنان همیشه در آن جبهه حضور داشته باشند.

ربکا ام. نایت

ربکا نایت در مجله‌ی کسب‌وکار هاروارد می‌نویسد: «بهترین راه برای تشویق همکاران به حمایت از شما و هدفتان این است که کاری کنید که آن‌ها حس کنند حرف و نظرشان شنیده می‌شود. با توجه جدی به آن‌ها در موقعیت‌های رودررو شروع کنید.» وقتی افراد می‌دانند شما به آن‌ها اهمیت می‌دهید، احتمال بیشتری وجود دارد تا شما را در آینده به یاد بیاورند و نفوذ شما را بپذیرند.

حالا که دنیا دارد، آن مدل قدیمی رهبری را رها می‌کند  که لازم بود رهبر در مرکز توجه باشد، صحنه برای ویژگی‌های ذاتی نفوذ زنان آماده شده است تا بالاخره خودی نشان دهند. امروزه مدیران موفق کسانی هستند که توانایی برقراری ارتباط و همدلی، مشورت و همکاری بیشتری با کارکنان خود دارند و زنان در این زمینه بی­‌نظیر هستند.

مهم نیست چقدر در معرض توجه هستید، اگر همکاران شما از شما خوششان نیاید یا به شما به‌عنوان فردی نگاه کنند که عقده‌ی شهرت دارند، توانایی اجرایی شما برای انجام  دادن کارها از بین می‌رود.

1 1 1 1 1 Rating 0.00 (0 Votes)

  دسترسی فعلی شما اجازه مشاهده نظرات تحت این بخش را نمی دهد

logo-samandehi

treebottom

address    سعادت آبادبلوار پیام | میدان بهرود خیابان عابدی | پلاک ۳  | واحد ۳

tel    ۶۳ ۲۴ ۱۱ ۲۲