ورود
x
یا
x
ثبت
x

یا

با خرید، شادی بخریم یا با تجربه‌های خوش؟

(زمان خواندن: 5 - 10 دقیقه)
porsche-904-1080.jpg

از وقتی که 14 سال داشتم، عاشق پورشه 911 آر-اس بوده‌ام. با گذشت بیست سال، ماشین مورد علاقه‌ام عوض نشده است و هنوز می‌توانم خودم را پشت فرمانش، در حالی که جاده‌های پُرپیچ‌وخم کوهستانی را پشت سر می‌گذارم، تصور کنم.

با توجه به قیمت بالایی که دارد واضح است که حالاحالاها، یا شاید هم هرگز، مالک آن نخواهم شد. این موضوع ناامیدکننده است اما بر اساس نتایج پژوهش‌های اخیر، اگر روزهایم را با خیال‌پردازی در پی این ماشین بگذرانم، زندگی شادتری خواهم داشت. خریدنش درنهایت کمتر از رؤیاپردازی با آن برایم رضایت‌بخش خواهد بود.

bigstock-young-businessman-driving-a-to-31981538-1080.jpg

روانشناسان به این پدیده «خوگیری» می‌گویند. وقتی صاحب چیزی می‌شوید، به آن عادت می‌کنید. آخرین‌بار کِی برایتان پیش آمده که از داشتن چیزی همان‌قدر شاد باشید که تازه آن را خریده بودید؟ هیجانی که بلافاصله پس از خریدکردن، از خرید ماشین گرفته تا لوازم خانه و آیپد، تجربه می‌کنید درنهایت رنگ می‌بازد، اما حس خواستن‌تان معمولا هیچگاه فروکش نمی‌کند. افراد معمولا به دنبال تحقق رویاهای خود هستند و اگر به آن دست پیدا کنند دوباره رویایی جدید و این چرخه همچنان ادامه پیدا می کند. هر خرید تازه‌ای که می‌کنیم چیزی نخواهد بود مگر احساس رضایتی گذرا قبل از شروع دوباره‌ی این چرخه‌ی احساسی.

اما از دیدگاه صرفه‌جویان و افراد مقتصد لزوماً ماجرا این‌طور نیست. شما می‌توانید با صرف پول و زمان‌، به رضایت دست یابید به شرط آن‌که این کار را آگاهانه انجام دهید و دریابید که خواستنِ چیزهای دست‌نیافتنی همیشه هم بد نیست.

برای پرورش عادات صرفه‌جویانه، باید بدانید که خرید چیزهای مادی به‌اندازه‌ی تجربیاتِ خوش شادی‌برانگیز نیست. چون ویژگیِ چنین تجربیاتی بدین گونه است که می‎توانید از شادیِ انتظارکشیدن برایش، خود تجربه، و خاطراتش بهره‌مند شوید. اما کالاهای مادی فقط دو مورد اول را با خود به همراه دارند.

plpayccs-1080.jpg

تجربیات بیشتر از دارایی‌های مادی شادمان می‌کنند

در حالت کلّی، خرید ماشین تازه حس فوق‌العاده‌ای دارد. وقتی برای اولین‌بار پشت فرمان می‌نشینید، می‌دانید که تا سال‌های سال قرار است از راندنش لذت ببرید. اما چند هفته یا چند ماه بعد، وقتی که بوی تازه‌ی ماشین از بین می‌رود و اولین خط روی ماشین می‌افتد ماشینِ جدیدتان دیگر برایتان عادی می‌شود. تنها چیزی که تازگیِ ماشین‌تان را برایتان یادآور می‌شود قسطی‌ست که بابتش می‌پردازید یا ارزشی که هر بار از آن کم می شود.

اما اگر به‌جای تحقیق درباره‌ی ماشین جدید و خریدنش، به یک سفر می‌رفتید ـ حتی یک سفر نه‌چندان پرخرج ـ میزان خرسندی‌تان از پولی که خرج می‌کردید خیلی بیشتر می‌شد. چون ویژگیِ چنین تجربیاتی بدین گونه است که می‎توانید از شادیِ انتظارکشیدن برایش، خود تجربه، و خاطراتش بهره‌مند شوید. اما کالاهای مادی فقط دو مورد اول را با خود به همراه دارند. هر بار که خاطرات خوب‌ سفرتان را برای دوستان و آشنایان‌تان بازگو می‌کنید، می‌توانید از نو تجربه‌شان کنید؛ اما چند بار می‌توانید به دوستان‌تان بگویید که یک ماشین جدید خریده‌اید؟

هیچ‌یک از چیزهایی که گفتیم برای آدم‌های صرفه‌جو عجیب نیست. برای پرورش عادات صرفه‌جویانه، اول باید بدانید که خرید چیزهای مادی واقعاً به‌اندازه‌ی تجربیاتِ خوش شادی‌برانگیز نیست. هرچند، نکته‌ی جالب پژوهش‌های جدیدتر این است که نشان می‌دهد حتی آرزوکردنِ چیزهای دست‌نیافتنی هم جزو تجربیات محسوب می‌شود.

اگر خوب به این موضوع فکر کنید، کاملاً منطقی است. مثلاً من چون از پورشه 911 خوشم می‌آید، وقت زیادی برای دیدن عکس‌هایش در اینترنت می‌گذارم، درباره‌اش مطلب می‌خوانم، ویدیوهایش را می‌بینم، و حتی عکس‌هایش را در پست‌هایم می‌گذارم. همه‌ی این‌ها منبعی در اختیارم می‌گذارد تا در مورد ماشین مورد علاقه‌ام حرف بزنم، و این شادترم می‌کند. اگر واقعاً یک پورشه می‌خریدم، بخشی از این شادیِ تجربی‌ام از دست می‌رفت.اما، در این صورت، چنان به داشتنش عادت می‌کردم که دیگر چیزی از آن حس خواستنش باقی نمی‌مانْد.

این مساله فقط در مورد رویاهای بزرگ که تحققش سخت به نظر می رسد کاربرد ندارد. بلکه در خواسته های کوچک هم دیده می شود. اصل پدیده خوگیری است. من مدتها بود که دوست داشتم یک دوچرخه داشته باشم. اما علی رغم اینکه دوچرخه مورد نظر من قیمت بالایی هم نداشت به خاطر محدودیت در بودجه بندی مدتها فقط به خریدش فکر می کردم. تا اینکه بالاخره یک موقعیت خرید خوب پیش آمد و من صاحب دوچرخه شدم. دوچرخه ای که خریدم بسیار از دوچرخه هایی که در موردش در اینترنت سرچ می کردم بهتر و از برند معتبرتری بود. انصافا زیبا هم بود. اوایل که آن را به خانه آورده بودم  برایم مهم بود و ذوق سوار شدنش را داشتم. حتی چند بار آن را پشت ماشین بستم و به سفر رفتم. اما فقط آن را بردم، در حقیقت از زمانی که دوچرخه ام را خریدم فقط یک بار سوار آن شدم و در حال حاضر در گوشه پارکینگ خاک می خورد. خودم هم باورم نمی شود چطور این دوچرخه مدت هاست که استفاده نشده.

 در حقیقت سرخوشی‌های کوچکی که از فکرکردن به ماشین رؤیاهایم به دست می‌آورم روی‌هم‌رفته از خوشحالیِ هنگفتی که از خریدنش نصیبم می‌شود جلو می‌زند؛ دلیلش این است که:« کثرت تجربیاتِ شاد مهم‌تر از شدت‌شان است.»

luxury-shopping-660x4002x-1080.jpg

کثرت تجربیات شاد مهمٰ‌تر از شدت‌شان است

کسی نمی‌تواند منکرش شود که ازدواج ‌کردن، برنده‌ شدن در قرعه‌کشی‌ها و بخت‌آزمایی‌ها، یا گرفتن یک جایزه‌ی مهم جزو رویداد‌های شادکننده و مطلوب‌اند. اما دوامِ شادیِ ناگهانی‌ای که از این رویدادهای بزرگ حاصل می‌شود بیشتر از شادی‌های کوچک‌تری نیست که از صحبت تلفنی با بهترین دوستان‌تان یا بستنی ‌خوردن کنار خانواده به دست می‌آورید. تفاوت‌شان در این است که می‌توانید این تجربیات مثبت کوچک را بسیار مکررتر از آن شادی‌های بزرگ داشته باشید و ظاهراً همین کثرت تجربیات شاد است که اهمیت دارد.

وقتی موضوع، خریدِ یک چیز گران‌قیمت باشد، اصلاً نمی‌توان سرخوشی‌هایی را که با فکر کردن و رؤیاپردازی ‌کردن درباره‌اش به دست می‌آورید با شادیِ لحظه‌ی خریدنش مقایسه کرد، فرقی هم نمی‌کند که این شادی چه‌قدر قوی و شدید باشد. دلیلش این است که هر بار که به خرید این چیزهای گران‌قیمت فکر می‌کنید، حس خوبی به شما دست می‌دهد که نهایتاً سطحِ کلّیِ شادمانی‌تان را بالا نگه می‌دارد؛ اما با خریدنِ همان چیز، صرفاً یک شادی هنگفت نصیب‌تان می‌شود که زود رنگ می‌بازد.

اصل «خوگیری» را فراموش نکنید. وقتی صاحب چیزی می‌شوید به سرعت به آن عادات می کنید. بنابراین لذت و خوشی ناشی از خرید می‌تواند در بسیاری از مواقع کوتاه و گذری باشد. برای شادی ‌های گذرا هزینه سنگین پرداخت نکنید.

shopping-in-prague-pask-street.jpg

ویترین گردی جایگزین باصرفه برای تجربه خوش خرید کردن

یک جایگزین باصرفه برای تجربه سرخوشی ناشی از خرید کردن «ویترین گردی » است. با ویترین‌گردی، جلوی خریدهای هیجانی‌تان را بگیرید. برای خرید درمانی لازم نیست تا خرید کنید و هزینه سنگینی بابت چیزی که به آن نیاز ندارید پرداخت کنید. خیلی از مواقع پرسه زدن در مراکز خرید و دیدن ویترین های مغازه ها تجربه خوشایند خرید را برایتان ایجاد می‌کند. صرفاً سرزدن به فروشگاه لباس محبوب‌تان و امتحان‌کردن لباس‌ها یا وررفتن با وسایل مورد علاقه‌تان می‌تواند حال‌تان را خوب کند. نیازی به پول‌ خرج‌ کردن نیست. برای جلوگیری از خالی‌شدن جیب‌تان، حتماً مجبور نیستید که موقع عبور از جلوی مغازه‌ها خودتان را به آب و آتش بزنید. بلکه فقط کافی‌ست دستان‌تان را در جیب‌تان نگه دارید و تسلیم هیجانات خود نشوید!

bigstock-young-woman-choosing-tablet-pc-65646136.jpg

لمس کردن کالا مساوی خرج بیشتر

اگر می‌خواهید خرج‌هایتان را مهار کنید، شاید بهتر باشد که فقط با چشم‌هایتان خرید کنید. کسانی که موقع عبور از جلوی مغازه‌ها فقط نگاه می‌کنند و به چیزی دست نمی‌زنند پول کمتری هم خرج می‌کنند.

اخیرا دو پژوهشگر درباره‌ی علل خرج‌کردهای بیشترِ افراد هنگام خرید تحقیقی انجام داده اند. آن‌ها دریافتند که صرفاً لمس‌کردن باعث می‌شود که افراد آن محصول را گران‌بهاتر قلمداد کنند. در واقع، نه‌تنها احتمال خرید محصولات نزد مشارکت‌کنندگانی که محصولی را لمس کرده بودند بالاتر می‌رفت، بلکه حاضر بودند پول بیشتری هم بابتش بپردازند.

این پژوهشگران معتقدند که چنین گرایشی به خرید و پرداخت پول بیشتر درواقع از عواطف‌مان برمی‌خیزد. وقتی چیزی را در دست می‌گیریم، به‌طور ناخودآگاه خودمان را متقاعد می‌کنیم که نیاز داریم آن را داشته باشیم. یکی از این پژوهشگران در گفت‌وگویی با مجله‌ی تایم (Time)، گفت که لمس‌کردن هنگام خرید، روی عواطف‌مان اثر می‌گذارد: «وقتی به چیزی دست می‌زنید، بلافاصله احساس می‌کنید که پیوندی با آن برقرار کرده‌اید. این پیوند خودش موجب برانگیختن واکنشی عاطفی در شما می‌شود و مثلاً با خودتان می‌گویید « از حسی که به من می‌دهد خوشم می‌آید. می‌توانم صاحبش شوم» و این احساس هم می‌تواند شما را وادار به خرید چیزی کند که اگر لمسش نمی‌کردید، هرگز آن را نمی‌خریدید.

bigstock-businessman-front-of-blackboar-74428051-1080.jpg

دستتان را درجیب‌تان بگذارید

چیزی که گفتیم به‌اندازه‌ی کافی ساده به‌نظر می‌رسد: دست‌تان را بگذارید توی جیب‌تان تا کنترل بیشتری روی پول‌تان داشته باشید. با وجود این، گاهی اوقات روش ویترین‌گردی جواب نمی‌دهد.

اگرچه دست‌زدن به محصولات باعث ایجاد نوعی رابطه‌ی عاطفی با آن می‌شود و می‌تواند راه را برای خرج پول بیشتر باز کند، وقت‌هایی پیش می‌آید که بهتر است چیزی را که می‌خرید لمس کنید. اگر شخصیت‌تان طوری است که فقط در صورت ضرورت چیزی می‌خرید و خوب می‌دانید که دنبال چه هستید، دست‌زدن به محصولات کمک‌تان می‌کند که قبل از بردنش به منزل تستش کنید.

برای مثال، احتمالاً هیچ‌وقت هیچ ماشینی را بدون تست‌کردن نمی‌خرید. از کجا می‌توانید مطمئن شوید که پاسخ‌گوی نیازهایتان خواهد بود اگر پشت فرمانش ننشینید و امتحانش نکنید؟ در چنین مواردی است که لمس‌کردن می‌تواند کمک‌تان کند. در این صورت، اگر محصول را لمس یا امتحان کنید، بهتر می‌توانید تشخیص دهید که ارزش خرید دارد یا خیر؟

بنابراین، اگر دل‌تان می‌خواهد که کنترل بیشتری روی خرج‌کردهایتان به دست آورید، از روش ویترین‌گردی استفاده کنید و بکوشید به محصولاتی که خوش‌تان می‌آید وابسته نشوید. اما اگر از ته دل محصولی را می‌خواهید و از قبل برایش برنامه ریخته‌اید، کاملاً آسوده‌خاطر از دستان‌تان استفاده کنید و آن را لمس کنید تا مطمئن شوید که همان‌قدر که تصور می‌کردید فوق‌العاده است.

 اگر می‌خواهید کنترل بیشتری بر روی مخارجتان داشته باشید، از روش ویترین‌گردی استفاده کنید. ویترین‌گردی راهی به صرفه برای کنترل خریدهای هیجانی و تجربه خوش خرید است.

1 1 1 1 1 Rating 0.00 (0 Votes)

علف خرس در شبکه‌های اجتماعی

Aparat 50instagram 50Telegram 50Twitter 50Virgool 50YouTube 50

نمادها

logo-samandehi

تماس با ما

آدرس : شهرک مخابرات، میدان بهرود، خیابان عابدی، پلاک ۳، طبقه دوم، واحد ۳
۲۲۱۱۲۴۶۳
عضویت
تماس با ما