aaalafkherstext

ورود
x
یا
x
ثبت
x

یا

کودکان اینستاگرامی؛ ابزار کسب درآمد (بخش دوم)

(زمان خواندن: 6 - 12 دقیقه)

در مطلب پیش، از کودکانی که به شهرت و ثروت رسیده‌اند گفتیم و در این مطلب، آثار مختلفی که شهرت و ثروت بر زندگی کودکان و جامعه می‌گذارد، بررسی می‌کنیم.

5a72cd46348335e1d6ebd7204366922b-1080.jpg

تقریباً همۀ پدرومادرها از دیده و ستایش شدن فرزندانشان لذت می‌ّبرند. در بین آن‌ها، کسانی هستند که احساس می‌کنند ویژگی‌های فرزندشان از دیگران خاص‌تر است و دوست دارند تعداد بیشتری از آدم‌ها فرزندشان را تحسین کنند. ما به این والدین در دوران اخیر پدرومادرهای اینستاگرامی می‌گوییم.

این والدین سه دسته هستند. دستۀ اول والدین اینفلوئنسری که با پست کردن عکس فرزندانشان در حالی که لباس‌های برند خاصی را پوشیده‌اند یا وسیله و اسباب‌بازی برندی را در دست دارند، پست کرده و صفحۀ آن برند را تگ می‌کنند و از این طریق درآمد کسب می‌کنند. دستۀ دیگر والدینی هستند که تلاش می‌کنند شیرین‌کاری‌ها و زیبایی‌های فرزندانشان را بیشتر به نمایش بگذارند تا کم‌کم به درآمد برسند و دستۀ سوم والدینی هستند که به‌دنبال درآمد نیستند؛ اما از لایک‌ها و بازخوردهای مثبتی که می‌گیرند، قند در دلشان آب می‌شود.

از بین این افراد تعداد کمی هستند که دنبال‌کنندگانشان به‌قدری زیاد است که صفحۀ اینستاگرامشان به منبع درآمدشان تبدیل شده است. افرادی مانند Acacia Kersey 2.1 میلیون، Amber Fillerup Clark 1.4 میلیون، Hannah Polites 1.3 میلیون و Father of daughters 1 میلیون دنبال‌کننده دارند. کودکان این افراد جزئی از برند شخصی‌شان شده‌اند. در واقع آن‌ها بدون کودکانشان نمی‌توانستند صفحۀ اینستاگرام پرطرفداری داشته باشند.

dadlife-philippa-james-photography-26-1920x1280-1080.jpg

مشخص است که بازار والدین اینفلوئنسر چقدر داغ است و رقابت در آن تا چه حد سخت. پس همۀ والدین مشتاق نمی‌توانند در این عرصه موفق شوند و با پدرومادرهای محبوب اینستاگرام رقابت کنند.

برخی از والدین هم از نمایش دادن پرزرق‌وبرق زندگی کودکانشان پا را فراتر گذاشته‌اند. کودکان آن‌ها مدل‌هایی هستند که باید لباس‌های مختلف را بپوشند و مانند بزرگ‌ترها ژست بگیرند تا بامزه باشند یا همیشه آمادۀ شیرین‌زبانی و بردن دل مخاطبانشان باشند. این کودکان تقریباً شبیه افرادی هستند که از کودکی بازیگر یا خواننده می‌شوند. آن‌ها پیش از آن‌که قدرت تصمیم‌گیری دربارۀ آینده‌شان را پیدا کنند، به مسیر مشخصی کشانده می‌شوند. بسیاری از این افراد تجربۀ یک کودکی معمولی و سالم را مانند دیگران ندارند؛ اما آیا والدین صرفاً به‌علت به‌دنیا آوردن فرزندانشان حق دارند که از آن‌ها چنین استفاده‌هایی کنند یا آن‌ها را به مسیر دلخواه خود ببرند؟

پدرومادران کودکان اینستاگرامی برای موفقیت صفحۀ اینستاگرامشان معمولاً مجبورند گرداندن آن صفحه را شغل اصلی خود بگیرند. اگر خوب یا بد بودن ابزار انگاشتن کودک در کسب درآمد را کنار بگذاریم، باز هم این کار منصفانه به‌نظر نمی‌رسد؛ زیرا درآمدی که از طریق این کودکان به‌دست می‌آید، به خود آن‌ها تعلق نمی‌گیرد.

test-1174-1080.jpg

حریم خصوصی؛ حق محترم شمرده نشدۀ کودکان

بیایید به پانزده‌سالگی برگردیم. زمانی که می‌خواستیم کم‌کم جایگاهی برای خودمان در اجتماع پیدا کنیم. تصور کنید والدینتان پیش از آن‌که بتوانید نام آن‌ها را صدا کنید برایتان یک صفحۀ اینستاگرام باز کرده‌اند و عکس‌های شما را در همۀ حالت‌ها، از همان ابتدا به‌اشتراک گذاشته‌اند: در حالتی که فقط پوشک پایتان است، با غذا تمام صورتتان را کثیف کرده‌اید، خوابیده‌اید و دهانتان باز است یا حرف‌های بچگانه‌ای می‌زنید که در پانزده‌سالگی موجب خجالتتان است. با وجود این صفحه، حضور در دبیرستان، پیدا کردن دوستان جدید و راه پیدا کردن در اجتماع سخت‌تر است؛ چون باید عکس‌ها و فیلم‌ها و خاطرات کودکی‌تان را از آدم‌های جدید پنهان کنید. احتمالاً بیشتر آدم‌ها در این سن از این کار والدینشان عصبانی می‌شوند.

در کشورهای اتریش، فرانسه و دانمارک افراد با رسیدن به هجده‌سالگی می‌توانند به‌دلیل نقض حریم خصوصی‌شان از والدین شکایت کنند. البته قوانین ایران در این زمینه ضعیف هستند؛ اما این موضوع به معنای این نیست که کودکان ایرانی باید از حق حفظ حریم خصوصی محروم باشند.

نقض حریم خصوصی در مواردی ممکن است امنیت کودکان را نیز به خطر بیندازد. وجود افرادی که به کودکان گرایش جنسی دارند، در جامعه و فضای مجازی بدیهی است. چه بسا پدرومادرها در کوچه و خیابان از کودکشان در مقابل افرادی که رفتارهای غیر عادی دارند به‌شدت محافظت کنند؛ اما در فضای مجازی به این مسئله دقت نمی‌کنند. والدینی که اطلاعات زیادی را از برنامۀ روزانۀ خود و فرزندشان در اینستاگرام منتشر می‌کنند و عکس‌های زیادی با لباس‌های مختلف از آن‌ها پست می‌کنند، کودکشان را به طعمۀ آسانی برای چنین افرادی تبدیل می‌کنند. در پرونده‌های پلیس فتا نمونه‌هایی از این دست، بسیار دیده می‌شود: والدینی که با ناآگاهی خود، امنیت کودکشان را به خطر انداخته‌اند.

kidfluencer.jpg

آسمان کودکان اینستاگرامی چه رنگی است؟

انسان در طول رشدش با جمع‌آوری داده‌ها از محیط پیرامونش، سعی می‌کند دنیای اطراف خود را بشناسد. فرض کنید کودکی از ابتدا در یک اتاق بدون منفذ که جهت گرانش در آن معکوس زمین است و به‌جز یک پرستار شخص دیگری آن‌جا نیست، بزرگ شده است. هیچ دانشی دربارۀ طبیعت، انسان‌ها، روابط و... نیز به او آموخته نشده است. پس از چند سال او را از آن اتاق خارج می‌کنند تا در محیط واقعی بقیۀ عمر خود را بگذراند. فکر می‌کنید زندگی او تا چه حد موفق خواهد بود و چه مشکلاتی خواهد داشت؟

یکی از پیامدهای منفی حضور در فضای مجازی از کودکی، شکل‌گیری شناختی اشتباه از محیط است. کودکان اینستاگرامی از ابتدا، بدون این‌که مهارت یا دانشی داشته باشند، به‌واسطۀ ویژگی‌های وراثتی‌شان مانند چهره، بین تعداد زیادی از آدم‌ها محبوب می‌شوند. آن‌ها این‌طور برداشت می‌کنند که نیازی نیست برای موفقیت کار خاصی انجام داد. این مسئله موجب می‌شود فرایند هدف گذاشتن و تلاش برای آن از چرخۀ زندگی‌شان حذف شود و خب می‌دانید که تعداد کمی از آدم‌ها بدون این فرایند به موفقیت می‌رسند.

این کودکان با دریافت نظرات مثبت فراوان یا حتی نظرات مغرضانه و منفی، دچار خطای شناختی می‌شوند؛ یا خودشیفته می‌شوند یا اعتمادبه‌نفسشان را بعد از این‌که بزرگ شدند، به‌کلی از دست می‌دهند. هویتی که از فضای مجازی می‌گیرند، در واقع یک هویت مصنوعی، تمام آنچه هستند، می‌شود. به همین خاطر است که اغلب از درک صحیح شرایط و محیط ناتوان خواهند بود. بی‌شک، این روند رشد انتخاب خود آن‌ها نبوده و والدینشان موجب وضعیت بد تربیتی آن‌ها شده‌اند.

علاوه بر آن، در مواردی اینستاگرام موجب مشکلات سلامتی کودکان می‌شود. مانند کودکان چاقی که به‌خاطر چربی‌های اضافه‌ای که بامزه‌شان کرده، لایک می‌گیرند و این مسئله موجب می‌شود والدین به‌دنبال درست کردن وضعیت تغذیه و تحرک آن‌ها نباشند.

youtubekidinfluencers-culture-1080.jpg

خانه‌های پوشالی اینستاگرام

والدین امروزی فرزندان کمتری دارند؛ اما بسیار بیشتر از گذشته، برای آن‌ها خرج می‌کنند. طبق تحقیقات، بازار لباس بچگانه گوی سبقت را هم از لباس‌های زنانه، هم مردانه ربوده است. در دنیای امروز، دیگر رشد و پرورش کودک به‌تنهایی کافی نیست. همۀ والدین وسوسۀ این را دارند که فرزندشان را مانند یک ستاره بدرخشانند.

برای جوابگویی به این وسوسه کسب‌وکارهایی هم به‌وجود آمده است. به سایت www.clickinmoms.com سر بزنید تا یکی از آن‌ها را ببینید. در این وبسایت والدین با پرداخت مبلغی به‌صورت دوره‌ای، عضو می‌شوند و از خدماتی مانند خودآموزهای آموزش عکاسی برای عکس گرفتن از کودکان در جهت رشد کسب‌وکار شخصی، استفاده از تجربیات دیگر والدین در برندسازی، مشاوره با عکاسان حرفه‌ای و... برخوردار می‌شوند. بر اساس تحقیقی که سایت owler estimates انجام داده است، انجمن مادران کلیکی سالانه، 4.7 میلیون دلار درآمد دارد.

والدین در رقابت با یکدیگر برای رسیدن به موفقیت در برندسازی در اینستاگرام دست به هر کاری می‌زنند. آن‌ها برای خشنود کردن مخاطبانشان از یکدیگر تقلید هم می‌کنند و این کار موجب شده همسانی زیادی بین عکس‌ها و متن‌های آن‌ها دیده شود.

مخاطبان اینستاگرام امیلی، مادر آمریکایی که با فرزندش کیک می‌پزد و چهل‌ویک هزار نفر دنبال‌کننده دارد، هیچ‌وقت پخت کیک‌ها و دسرهایی را که ادعا می‌کند پخته است، ندیده‌اند. حتی مسئلۀ مشکوک‌تر این است که خانۀ او در عکس‌هایش خیلی شبیه به یکی از خانه‌های وبسایت Airbnb است. صاحب آن خانه گفته است که خانه‌اش معمولاً برای عکاسی اجاره می‌شود.

بسیاری از این اینفلوئنسرها یا با دروغ‌پردازی راجع‌به خانه‌وزندگی‌شان یا با خرج‌های درشت، هر کدام به‌نوعی گرفتار شده‌اند. امروزه، دیگر داشتن یک زندگی شاهانه سخت نیست. فقط به یک صفحۀ اینستاگرام، دوربین عکاسی، نورپردازی خوب و مقداری آموزش فتوشاپ نیاز است. تقریباً همه می‌توانند این کارها را بکنند.

برخی هم خیلی حرفه‌ای‌تر از کودکشان عکس می‌گیرند. اخیراً، بعضی باغ‌ها که در گذشته مخصوص مراسم عروسی و عکاسی آن بوده‌اند، به‌طور ویژه برای عکاسی از کودک آماده شده‌اند. اگر گشتی در بخش اکسپلور اینستاگرامتان بزنید، احتمالاً با نمونه‌های ایرانی کودکان اینستاگرامی هم مواجه خواهید شد. بچه‌هایی شیرین‌زبان، بانمک و زیبا که همیشه می‌خندند و حرف‌های بامزه می‌زنند یا مانند مدل‌های بزرگسال عکس‌های حرفه‌ای دارند.

در بعضی موارد، رقم بزرگ تعداد دنبال‌کننده‌های صفحۀ اینستاگرام موجب می‌شود والدین این کودکان عکس گرفتن از فرزندشان را فرصتی برای بهبود سابقۀ کاری عکاس بدانند و از او بابت عکس‌هایی که قرار است از فرزندشان بگیرند، درخواست مبلغی را کنند.

پدرومادرهای آن‌ها تمام‌وقت با یک گوشی دنبال کودکشان هستند تا هیچ لحظۀ جالبی را از دست ندهند. در نتیجه، زندگی خصوصی و کاری‌شان یکی می‌شود و نباید توقع داشت در تمام طول روز کاری‌شان خوش‌خلق باشند. اگر سری به دنیای والدین اینستاگرامی بزنیم، خواهیم دید که خیلی از آن‌ها فقط زمانی که دوربین به سمت آن‌هاست، لبخند می‌زنند و کودکشان را در آغوش می‌گیرند؛ ولی در واقعیت ممکن است خستگی‌های شغلشان را سر کودک به‌کارواداشته‌شان خالی کنند.

از دل این مسائل، مشکل چشم‌وهم‌چشمی‌ها در قالب‌هایی جدیدتر بیرون می‌آید. برندها برای فروش محصولاتشان از پدرومادرهای اینستاگرامی می‌خواهند جشن تولد فرزندشان را با لباس‌ها و وسایل تولیدی آن‌ها برگزار کرده و با انتشار عکس‌ها و فیلم‌هایشان سبک زندگی نویی را بین مردم رواج دهند تا محصولاتشان فروش برود. جشن‌هایی مثل جشن هزارروزگی (در هزارمین روز تولد برگزار می‌شود)، جشن تعیین جنسیت و تولدهای عجیب‌وغریب با گسترش شبکه‌های اجتماعی، خصوصاً اینستاگرام رونق گرفته‌اند. چیزی که در این مراسم‌های نوپدید نادیده گرفته می‌شود، خود کودک است. این جشن‌های باشکوه فقط در عکس‌ها و فیلم‌ها جذاب هستند؛ چون هیچ‌کس به خوشحالی کودک در جشنی که برای او گرفته شده، فکر نمی‌کند.

merlin_150250443_e49da24b-3a82-4121-b1b2-ff13a5ce8d26-jumbo.jpg

سرنوشت کودکان مشهور اینستاگرام چه می‌شود؟

شبکۀ اجتماعی اینستاگرام موجب رونق یافتن کسب‌وکارهای کوچک زیادی در سراسر دنیا شده است که موجب خوشحالی است؛ اما فرهنگ مبتذلی که در بعضی لایه‌های آن جریان دارد، نقاط کوری از جامعه را روشن می‌کند که وجودشان واقعاً نگران‌کننده است. کسب درآمد از موجودی که هنوز حق انتخاب آیندۀ خود را ندارد کاری غیر اخلاقی است؛ اما انجام می‌شود. این موضوع حلقۀ گمشدۀ زنجیرۀ عادات و کارهای انسان‌ها را نشان می‌دهد؛ در نظر گرفتن اخلاق و حقوق دیگران وقتی که پای پول در میان باشد، به‌کلی از فرایند انجام دادن کارها حذف می‌شود.

روزی را تصور کنید که کودکان اینستاگرامی امروزی مانند کالکین مکالی بزرگ شده‌اند و با جست‌وجو در گوگل با تعداد زیادی از عکس‌ها و فیلم‌هایی که از لحظات خصوصی‌شان گرفته شده، مواجه می‌شوند یا می‌فهمند والدین عزیزشان فقط برای جذب اسپانسر، در یکی‌دوماهگی عکس‌هایی در سبک پوسترهای «آن گدس» از آن‌ها گرفته‌اند. پامیلا روتلج، روانشناس و سرپرست مرکز تحقیقات روانشناسی رسانه در آمریکا می‌گوید: «به‌زودی شاهد رشد چشمگیر افرادی خواهیم بود که مانند فرزندان آدم‌های معروف دچار مشکلاتی در بزرگسالی می‌شوند؛ حالتی که در اثر مواجهۀ فراوان با دوربین ایجاد می‌شود.» باید دید این کودکان وقتی خود مادر و پدر شدند برای فرزندشان صفحۀ اینستاگرام باز خواهند کرد یا نه.

از طرفی، ممکن است این توجیه در ذهن والدین باشد که کودکان با چنین شهرت و ثروتی در آینده، سختی کمتری برای به‌دست آوردن پول و بهبود وضعیت مالی‌شان متحمل خواهند شد و برای شغل بزرگسالی‌شان آماده می‌شوند. بازمی‌گردیم به نکته‌ای که با آن این مطلب را آغاز کردیم. در دوران گذشته به‌علت وجود نداشتن دوران نوجوانی برای کسب آمادگی ورود به دنیای بزرگسالی، کودکان باید مهارت و کار را به‌طور جدی می‌آموخته‌اند. به‌علاوه، فعالیت‌های حساب اینستاگرامی چنین کودکانی اغلب مهارتی به آن‌ها نمی‌آموزد و اگر هم بیاموزد بدون دادن حق انتخاب شغل و مهارت مورد علاقه است. از سویی دیگر، شهرت به‌دست‌آمده از این راه ممکن است همان‌طور که اشاره شد، اثراتی سوء بر زندگی آیندۀ کودک بگذارد. ثروت حاصل از این‌گونه کارها نیز نوعی پول بادآورده محسوب می‌شوند. مطالب مرتبط با ورشکستگی را در بخش دانستنی‌ها بخوانید تا ببینید چگونه ثروتمندترین و مشهورترین ستاره‌ها پول‌هایشان را به‌خاطر نداشتن سواد و دانش مالی صحیح به باد داده‌اند. آنچه کودک به آن نیازد دارد، یک کودکی آرام و امن و امکان پیگیری علایق در کنار آموختن نحوۀ استفاده از چیزهایی مثل پول است.

1 1 1 1 1 Rating 0.00 (0 Votes)

  دسترسی فعلی شما اجازه مشاهده نظرات تحت این بخش را نمی دهد

logo-samandehi

treebottom

address    تهران | میدان بهرودخیابان عابدی | پلاک ۳ | طبقه دوم | واحد ۳

tel    ۶۳ ۲۴ ۱۱ ۲۲